close
تبلیغات در اینترنت
شعر زیبا
loading...
سرویس سایت سایت رزبلاگ بزرگترین سرویس ارائه خدمات سایت نویسی حرفه ای در ایران

ܓ گزیده ای از برترین هاܓ

به نام عشق که زیباترین سر آغاز است هنوز شیشه ی عطر غزل درش باز است جهان تمام شد و ماهپاره های زمین هنوز هم که هنوز است کارشان ناز است هزار پند…

برای حمایت ازما لطفا در انجمن سایت عضو شوید

  از این پس دستیابی به صفحات سایت از طریق آدرس جدید

www.gozide.ir


***************************


تو كدام آينه اي ؟ صل علي آيينه

ندبه خوانيم تو را هر سحر آدينه

تو كدام آينه اي ؟ صل علي آيينه

تو كدام آينه اي ، اي شرف الشمس غريب

كه زد از دوري ديدار تو چشمم پينه

از همه آينه ها زلف رها كرده تري

مي زنند آينه ها سنگ تو را بر سينه

لوح محفوظ خدا! آينگي كن يك صبح

كه جهان پر شده از آتش و كفر و كينه 

در همه آينه ها نام تو را كاشته ايم

ندبه خوانيم تو را هر سحر آدينه

 

علیرضا قزوه

فروشگاه خرید اینترنتی

 

پ ن.: اعیاد شعبانیه بر همه شما مسلمین مبارک باد. التماس دعا

 

بازدید : 405 تاریخ : یکشنبه 02 تير 1392 زمان : 18:2 نویسنده : مهدیه زرعی نظرات ()

سمت چشمان تو یک پنجره باشد کافیست

سمت چشمان تو یک پنجره باشد کافیست
چشم من خیره به آن منظره باشد کافیست
تو به من خیره شوی، من به تبسم هایت
خنده بر روی لبت یکسره باشد کافیست
فاصله دفتر تقدیر مرا پُر کردست
سهم من چند ورق خاطره باشد کافیست
گریه خوبست ولی فکر غرورم هستی؟
بغض دل پشت همین حنجره باشد کافیست
گفتی از فاصله ها خسته شدی درد بس است
خواستی بسته شود پنجره؟
باشد....کافیست

حمیدرضا دولتی(معراج)

فروشگاه خرید اینترنتی

بازدید : 555 تاریخ : یکشنبه 02 تير 1392 زمان : 17:11 نویسنده : مهدیه زرعی نظرات ()

ای آشنای درد جـوامع، بیا بیا



دستم اگر به دامن آن مهـــــــربان رسد
مرغ دعا به منزل هفت آســـــمان رسد
یاری که پی اش همه ی عمــر بوده ام
بر خانه ی دو دیده چنان میهمان رسـد
پیدا نبـــــــوده تا همگان عاشقش شوند
از مرد وزن گرفته به پیروجوان رسد
فـــــــرشی ز دیده زیر قدمهاش گسترم
تا شرح مقدمش به تمام جـــــهان رسد
چشمم جمال روشـــــــــن آن دلربا اگر
یکـــــــــدم ببیند آتش دل تا زبان رسد
چشمم در انتظار نگاهش سفیـــــــد شد
ترسم ندیده روی بهارش، خــزان رسد
ای آشنای درد جـــــــــــــوامع، بیا بیا
تیغ ستم نمانده که تا استخـــــوان رسد

 


مصطفی معارف کرج 16/2/92

بازدید : 405 تاریخ : یکشنبه 26 خرداد 1392 زمان : 0:59 نویسنده : مهدیه زرعی نظرات ()

آرامش سنـگ یا آرامش بـرگ ؟

 


 

عکس های خفن

 


مردجوانی کنار نهر آب نشسته بود و غمگین و افسرده به سطح آب زل زده بود.
استادی از آنجا می گذشت. او را دید و متوجه حالت پریشانش شد و کنارش نشست.
مرد جوان وقتی استاد را دید بی اختیار گفت: "عجیب آشفته ام و همه چیز زندگی ام به هم ریخته است. به شدت نیازمند آرامش هستم و نمی دانم این آرامش را کجا پیدا کنم؟"
استاد برگی از شاخه افتاده روی زمین را داخل نهر آب انداخت و گفت: به این برگ نگاه کن وقتی داخل آب می افتد خود را به جریان آن می سپارد و با آن می رود.
سپس استاد سنگی بزرگ را از کنار جوی آب برداشت و داخل نهر انداخت. سنگ به خاطر سنگینی اش داخل نهر فرو رفت و در عمق آن کنار بقیه سنگ ها قرار گرفت.

ادامه مطلب
بازدید : 1069 تاریخ : پنجشنبه 19 ارديبهشت 1392 زمان : 18:27 نویسنده : مهدیه زرعی نظرات ()

شعری از اقای اصغری

 

 

عكس

غمت را با دلم تقسيم مي كردم اگر بودي

 

به جز روي تو را تحريم مي كردم اگر بودي

 

دلم را مي شناسي چون فقط سرمايه ام اين است

 

دو دستي به شما تقديم مي كردم اگر بودي

 

به دنيا آمدم وقتي كه ديدم روي و لبخندت

 

من آنرا مبداء تقويم مي كردم اگر بودي

 

اگر يك بار ديگر باز گردي من همان كاري

 

كه مي دانند و مي دانيم مي كردم اگر بودي

 

شباهت با خودت داري نه با اين ماه ِ هر جايي

 

خودم را با خودت تنظيم مي كردم اگر بودي

***

تو در قلبم بزرگي ....آن چنان كه روزها هر صبح

 

سلام اصلا....فقط تعظيم مي كردم اگر بودي

 

 

 

 

جناب آقای اصغری/مشهد

 

بازدید : 491 تاریخ : سه شنبه 08 اسفند 1391 زمان : 23:22 نویسنده : مهدیه زرعی نظرات ()

مختصر ومفید(7)

فرار کردن از مشکلات فقط فاصله رسیدن به راه حل را افزایش می دهد. آسانترین راه برای گریختن از مشکلات حل کردن آنها است.

انسان نمی تواند اقیانوسهای جدید را کشف کند مگر اینکه شجاعت از دست دادن دیدن ساحل را داشته باشد.

• یک فرد موفق کسی است که بتواند از آجرهایی که دیگران به طرفش پرتاب کرده اند، ساختمانی محکم بنا کند.

• وقتی کسی را می بخشید، شخصی که بیشترین منفعت را می برد، خود شما هستید.


ادامه مطلب
بازدید : 515 تاریخ : یکشنبه 17 دي 1391 زمان : 13:53 نویسنده : مهدیه زرعی نظرات ()

هفت /7 نصيحت مولانا


گشاده دست باش، جاري باش، كمك كن مثل رود...

باشفقت و مهربان باش مثل خورشيد...

اگركسي اشتباه كرد آن رابه پوشان مثل شب...

وقتي عصباني شدي خاموش باش مثل مرگ...

متواضع باش و كبر نداشته باش مثل خاك...

بخشش و عفو داشته باش مثل دريا...

اگر مي‌خواهي ديگران خوب باشند خودت خوب باش مثل آينه...

بازدید : 477 تاریخ : پنجشنبه 30 آذر 1391 زمان : 16:46 نویسنده : phoenix نظرات ()

فاضل نظری !♥♥♥

 

       

 

 


        

 

 

 

 

 بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاست

آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست

مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب

در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست

آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد

بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست

بی هر لحضه مرا بیم فرو ریختن است

مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست

باز می پرسمت از مسئله دوری وعشق

وسکوت تو جواب همه مسئله هاست

بازدید : 527 تاریخ : سه شنبه 28 آذر 1391 زمان : 14:36 نویسنده : مهدیه زرعی نظرات ()

شعر طنز شب یلدا, جالبه حتما بخونید...


9qm85xhcnk3s68dqmfv.jpg

 

یک امشب را نخواب ای نور دیده!                  شب یلدا رسیــده!

که خواب از چشمها یکسر پریده!                   شب یلدا رسیــده!

بکن کیف از ســـر شب تا سپیده                    شب یلدا رسیــده!

 

هجوم میهمانـــــــــــــان گرامی                    پی عــرض سلامی

    فزون تر بهـــــــر عرض احترامی                   -و البت صرف شامی!-...

با تشکر از عضو:phonix/ادامه در ادامه مطلب

ادامه مطلب
بازدید : 511 تاریخ : یکشنبه 26 آذر 1391 زمان : 16:9 نویسنده : phoenix نظرات ()

 

 

 مثل ساحل آرام باش ، تا مثل دریا بی قرارت باشند ...

 


بازدید : 295 تاریخ : پنجشنبه 23 آذر 1391 زمان : 21:8 نویسنده : مهدیه زرعی نظرات ()

افتادگی آموز اگر طالب فیضی،هرگزنخوردآب زمینی که بلند است...

روزی روزگاری پسرک فقیریزندگی می کرد که برای گذران زندگی و تامین مخارج تحصیلش دستفروشی می کرد.از این خانه به آن خانه می رفت تا شاید بتواند پولی بدست آورد.روزی متوجه شد که تنها یک سکه 10 سنتی برایش باقیمانده است و این درحالی بود که شدیداً احساس گرسنگی می کرد.تصمیم گرفت از خانه ای مقداری غذا تقاضا کند. بطور اتفاقی درب خانه ای را زد.دختر جوان و زیبائی در را باز کرد.پسرک با دیدن چهره زیبای دختر دستپاچه شد و بجای غذا ، فقط یک لیوان آب درخواست کرد.

دختر که متوجه گرسنگی شدید پسرک شده بود بجای آب برایش یک لیوان بزرگ شیر آورد.پسر با طمانینه و آهستگی شیر را سر کشید و گفت : «چقدر باید به شما بپردازم؟ » .دختر پاسخ داد: « چیزی نباید بپردازی،مادر به ما آموخته که نیکی ما ازائی ندارد» پسرک گفت: « پس من از صمیم قلب از شما سپاسگزاری می کنم»

سالها بعد دختر جوان به شدت بیمار شد،پزشکان محلی از درمان بیماری او اظهار عجز نمودند و...

 با تشکر از: s.phonix

ادامه مطلب
بازدید : 4669 تاریخ : دوشنبه 13 آذر 1391 زمان : 11:40 نویسنده : phoenix نظرات ()

مساحت رنج

شعاع درد مرا ضرب در عذاب کنید
مگر مساحت رنج مرا حساب کنید
 
محیط تنگ دلم را شکسته رسم کنید
خـطـوط منـحنی خـنده را خــراب کـنید

طنیــن نام مـرا موریانه خواهـد خورد
مرا به نام دگر غیر از این خطاب کنید
 
دگر به منطق منسوخ مرگ می خندم
مگـر به شیوه ی دیگر مرا مجاب کنیــد
 
در انجماد سکون، پیش از آنکه سنگ شوم
مـــرا بـه هـرم نفســـهای عشـــق آب کنــید
 
مگر سماجت پولادی سکـوت مـرا
درون کوره ی فریاد خود مذاب کنید
 
بلاغت غم من انتشار خواهد یافت
اگر که متن سـکوت مرا کتاب کنـید

             

          شاعر : قیصر امین پور

 

بازدید : 463 تاریخ : چهارشنبه 08 آذر 1391 زمان : 0:50 نویسنده : مهدیه زرعی نظرات ()

یاد بعضی نفرات

یاد بعضی نفرات
روشنَم می دارد :
اعتصام یوسف ،
حسن رشدیه...

قوّتم می بخشد
ره می اندازد
و اجاقِ کهنِ سردِ سَرایم
گرم می آید از گرمیِ عالی دَمِ شان.

نام بعضی نفرات
رزقِ روحم شده است.
وقت هر دلتنگی
سویشان دارم دست
جراتم می بخشد
روشنم می دارد...

بازدید : 489 تاریخ : چهارشنبه 08 آذر 1391 زمان : 0:24 نویسنده : مهدیه زرعی نظرات ()

محرم. شعری از جوادشیخ الاسلامی

با صدای روضه خوان رفتم به جایی سوخته...

روضه خوان می خواند اما با صدایی سوخته...

باز هم شرمنده؛ در دستم ندارم بیشتر

واژه هایی آتشین، زلف رهایی سوخته...

حرف سنگین است، سنگین؛ روضه خوان سربسته گفت:

کاش کوچکتر نبود از تیر نایی سوخته...

گفت:" می بینم یکی افتاده عریان " بعد گفت:

"کودکانی مانده اند و خیمه هایی سوخته...


http://imamalimoske.dk/farsi/images/moharam1.jpg
کودکان در انتظار ذوالجناح، از دورها

ذوالجناج آمد ولی با یال هایی سوخته..."

کاش می شد کور بودیم و نمی دیدیم که:

دختری با موی ها و دست و پایی سوخته...

هر چه تابیدی به دنیا باز هم تاریک ماند

باید از این کوهسار از سر برآیی سوخته...

آخر کار است و باید ذکر "یا زهرا" گرفت

عطر زهرا می وزد از کربلایی سوخته...

بازدید : 483 تاریخ : شنبه 27 آبان 1391 زمان : 17:11 نویسنده : مهدیه زرعی نظرات ()

گمنام از سیدحسن مبارز*

بگذار در اين همهمه آرام بمانم

با گوشۀ چشم تو در اين دام بمانم

 
ذرات غباري شده ام تا بتوانم

در ردّ به جا ماندۀ هر گام بمانم

 
هر چند که در رفتن از اين خانه مصرّم

تقدير من اين است سرانجام بمانم

 
اي کاش که خورشيد نتابد، دو  سه روزي

در سايۀ بي حوصلگي خام بمانم


هر چند نهان ماندن اندوه محال است

کاري بکن اي عشق که گمنام بمانم ...

بازدید : 513 تاریخ : یکشنبه 19 شهريور 1391 زمان : 16:42 نویسنده : مهدیه زرعی نظرات ()

شعری زیبا از مرحوم قیصر امین پور

 

خســــــته ام از آرزوها ، آرزوهاي شعاری
شـــــوق پرواز مجازی ، بالــــهاي استعاری
لحظه هاي کاغذی را، روز و شب تکرار کردن
خــــاطرات بايگــــانی،زندگي هــــــای اداری
آفتاب زرد و غمگين ، پله های رو به پايين
سقفهای سرد و سنگين ، آسمانهـــــاي اجاری
با نگاهی سر شکسته ،چشمهـــايی پينه بسته
خسته از درهای بسته،خسته از چشم انتظاری
صندلی هـــای خميده،ميزهــــای صف کشيده
خنده های لب پريده ، گريه هــــای اختياری
عصر جدول های خالی، پارک های اين حوالی
پرسه های بی خيالی، نيمکت های خماری
رو نوشت روزها را،روی هم سنجاق کردم:
شنبه های بی پناهی ، جمعه های بي قراری
عـــــاقبت پرونده ام را،بـــا غبار آرزوهــــا
خاک خواهد بست روزی ، باد خواهد برد باری
روی ميز خالی من، صفحه ی باز حوادث
در ستون تسليتهــــــا ، نامي از ما يادگاری

 

شاعر: مرحوم قیصر امین پور

بازدید : 1649 تاریخ : پنجشنبه 02 شهريور 1391 زمان : 2:10 نویسنده : مهدیه زرعی نظرات ()

جز دعا کار دگر نیست مرا

جز دعا کار دگر نیست مرا
شب روزت همه شاد
دلت از غم آزاد
همه ایام به کام
و تو پیوسته سرافراز و ز هر غصه برون
همچو گنجشک به هر بام ودرخت
بنشینی خندان
وسبکبال تر از برگ درخت
در هوا رقص کنان
مشق پرواز کنی سوی سپیدار بلند
و ز تو نغمه مستی آید ...
لحظه هایت چون قند
روزگارت لبخند
هفته هایت پر مهر
هر کجایی که قدم بگذاری
همه از کینه تهی
همه از قهر و عداوت خالی
همه جا ، نام تو از مهر ، به لب ها جاری ...
و تو با یاد خداوند بزرگ
به سلامت ببری راه به پیش...

 

 

مصطفی معارف 2/4/90 تهران



بازدید : 1529 تاریخ : شنبه 24 تير 1391 زمان : 14:5 نویسنده : مهدیه زرعی نظرات ()

از خجالت...(شعری از علیرضاحکمتی)

 

 

 

 

 

بسوزان دفترم را...ازخجالت


غزل های ترم را...ازخجالت


تو بی سر باشی و...عمری چگونه


نگه دارم سرم را...ازخجالت...

 

شاعر : علیرضا حکمتی

بازدید : 977 تاریخ : پنجشنبه 08 تير 1391 زمان : 21:27 نویسنده : مهدیه زرعی نظرات ()

شعری زیبا از محمد شریف


دنیا همیشه مانده دلش مات دستتان


آقا مجرب است کرامات دستتان


تصویر چشم های شما در نگاه آب....


می لزرد آب وقت ملاقات دستتان


مانده ست در فرات عطش،خیمه ها هنوز


وقتی که منتشر شده آیات دستتان


مفهوم عشق و غیرت و اوج برادری


معنا شده ست در ادبیات دستتان


دیوان کربلا،قطعاتش نخواندنی ست


صد شکر،خوانده شد غزلیات دستتان


"دستانتان شبیه به دستان حیدر است


خورشید بی دلیل نشد مات دستتان"*

 

*هدیه ی جناب علوی به این شعر

شاعر:محمد شریف


بازدید : 1101 تاریخ : یکشنبه 21 خرداد 1391 زمان : 16:39 نویسنده : مهدیه زرعی نظرات ()

غبار این بیابون بی‌سواره...

 

ای فال‌گیر  ِ کوچک ِ خوش‌ لهجه!

در دست‌های گنگ ِ بلاتکلیف

دنبال ردّ پای کدامین غریبه‌ای؟

 

این بغض‌های سرزده

                                معنا نمی‌شوند

 

زحمت نده زمین و زمان را!

در من مسافری‌ست

                             که هرگز نمی‌رسد...

شاعر:محمد نقیان


بازدید : 577 تاریخ : یکشنبه 21 خرداد 1391 زمان : 9:59 نویسنده : مهدیه زرعی نظرات ()

دلتنگی...(وحیده افضلی)


هر بامداد جمعه از این جمعه های نور


یعنی درست ساعت مستی...زمان شور

 
در من کسی شبیه خودم زار می زند


یعنی بساط ندبه ی من... گشت جفت و جور


شعر است آنچه می چکد از چشمهای من


اشک است آنچه میکند از دفترم عبور...

شاعر:وحیده افضلی

ادامه مطلب
بازدید : 1507 تاریخ : جمعه 19 خرداد 1391 زمان : 19:19 نویسنده : مهدیه زرعی نظرات ()

شعر زیبا(سید اکبر سلیمانی)

یک مرغ اسیر بال و پر باخته ام
بی لذت آب و دانه، سر باخته ام
پا در دل دام و دل اســیر صیـــاد
من، قصه ی بازی دوسر باخته ام !
شاعر:سید اکبر سلیمانی

 

بازدید : 1569 تاریخ : چهارشنبه 10 خرداد 1391 زمان : 18:38 نویسنده : مهدیه زرعی نظرات ()

دهه ی فاطمیه را تسلیت عرض می کنم...



دیشب حسن(ع)اشـــــــک برادر پاک می کرد


حــــــــیدر از این ماتم گریبان چاک می کرد


دیشب حسین(ع)نازنین با چشم گــــــریان


ازخوردن آب و غــــــــــــذا امساک می کرد


اسطـــــــــوره ی صبر و سکوت و پایمردی


جسم نحـــــــیف همسرش را خاک می کرد


مـُهر کــــــــــــــبودی بر رخ ماهش نمایان


این شکوه را با خالق افــــــــــلاک می کرد


اشک ملایک ریخـــــــــــــــت از بام مدینه


خاک بقیع و کـــــــــوچه را نمناک می کرد


بانگ عزا در عرش می پیچــــــــید ، گویا


این داغ را هر ذره ای ادراک می کــــــرد


دستان هستی بخش فخـــــــــــر عالم خاک


یا رب مگر خـــلق جهان را خاک می کرد


استاد مصطفی معارف


بازدید : 571 تاریخ : جمعه 18 فروردين 1391 زمان : 12:13 نویسنده : مهدیه زرعی نظرات ()

یه شعر طنز از استاد بیابانکی

یک روز  از بهشتت

دزدیده ایم یک سیب

عمری است در زمین ات

هستیم تحت تعقیب...

ادامه دز ادامه مطلب

 

ادامه مطلب
بازدید : 8837 تاریخ : پنجشنبه 27 بهمن 1390 زمان : 18:12 نویسنده : مهدیه زرعی نظرات ()

به نام عشق...


به نام عشق که زیباترین سر آغاز است
هنوز شیشه ی عطر غزل درش باز است

جهان تمام شد و ماهپاره های زمین
هنوز هم که هنوز است کارشان ناز است

هزار پند به گوشم پدر فشرد و نگفت
که عشق حادثه ای خانمان بر انداز است

پدر نگفت چه رازی است این که تنها عشق
کلید این دل ناکوک ناخوش آواز است

به بام شاه و گدا مثل ابر می بارد
چقدر عشق شریف است و دست و دل باز است

بگو هر آنچه دلت خواست را به حضرت عشق
چرا که سنگ صبور است و محرم راز است

ولی بدان که شکار عقاب خواهد شد
کبوتری که زیادی بلند پرواز است ...

استاد عزیز آقای سعید بیابانکی



بازدید : 1395 تاریخ : چهارشنبه 26 بهمن 1390 زمان : 1:7 نویسنده : مهدیه زرعی نظرات ()
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

آمار سایت
  • کل مطالب : 111
  • کل نظرات : 272
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 72
  • آی پی امروز : 14
  • آی پی دیروز : 15
  • بازدید امروز : 33
  • باردید دیروز : 46
  • گوگل امروز : 5
  • گوگل دیروز : 12
  • بازدید هفته : 122
  • بازدید ماه : 164
  • بازدید سال : 10,304
  • بازدید کلی : 500,176
  • مطالب
    کدهای اختصاصی