close
تبلیغات در اینترنت
شعر
loading...
سرویس سایت سایت رزبلاگ بزرگترین سرویس ارائه خدمات سایت نویسی حرفه ای در ایران

ܓ گزیده ای از برترین هاܓ

هر بامداد جمعه از این جمعه های نور یعنی درست ساعت مستی...زمان شور   در من کسی شبیه خودم زار می زند یعنی بساط ندبه ی من... گشت جفت و جور شعر است آنچه می چکد از چشمهای من اشک است آنچه میکند از دفترم عبور... شاعر:وحیده افضلی

برای حمایت ازما لطفا در انجمن سایت عضو شوید

  از این پس دستیابی به صفحات سایت از طریق آدرس جدید

www.gozide.ir


***************************


سمت چشمان تو یک پنجره باشد کافیست

سمت چشمان تو یک پنجره باشد کافیست
چشم من خیره به آن منظره باشد کافیست
تو به من خیره شوی، من به تبسم هایت
خنده بر روی لبت یکسره باشد کافیست
فاصله دفتر تقدیر مرا پُر کردست
سهم من چند ورق خاطره باشد کافیست
گریه خوبست ولی فکر غرورم هستی؟
بغض دل پشت همین حنجره باشد کافیست
گفتی از فاصله ها خسته شدی درد بس است
خواستی بسته شود پنجره؟
باشد....کافیست

حمیدرضا دولتی(معراج)

فروشگاه خرید اینترنتی

بازدید : 642 تاریخ : یکشنبه 02 تير 1392 زمان : 17:11 نویسنده : مهدیه زرعی نظرات ()

ای آشنای درد جـوامع، بیا بیا



دستم اگر به دامن آن مهـــــــربان رسد
مرغ دعا به منزل هفت آســـــمان رسد
یاری که پی اش همه ی عمــر بوده ام
بر خانه ی دو دیده چنان میهمان رسـد
پیدا نبـــــــوده تا همگان عاشقش شوند
از مرد وزن گرفته به پیروجوان رسد
فـــــــرشی ز دیده زیر قدمهاش گسترم
تا شرح مقدمش به تمام جـــــهان رسد
چشمم جمال روشـــــــــن آن دلربا اگر
یکـــــــــدم ببیند آتش دل تا زبان رسد
چشمم در انتظار نگاهش سفیـــــــد شد
ترسم ندیده روی بهارش، خــزان رسد
ای آشنای درد جـــــــــــــوامع، بیا بیا
تیغ ستم نمانده که تا استخـــــوان رسد

 


مصطفی معارف کرج 16/2/92

بازدید : 482 تاریخ : یکشنبه 26 خرداد 1392 زمان : 0:59 نویسنده : مهدیه زرعی نظرات ()

شعری از اقای اصغری

 

 

عكس

غمت را با دلم تقسيم مي كردم اگر بودي

 

به جز روي تو را تحريم مي كردم اگر بودي

 

دلم را مي شناسي چون فقط سرمايه ام اين است

 

دو دستي به شما تقديم مي كردم اگر بودي

 

به دنيا آمدم وقتي كه ديدم روي و لبخندت

 

من آنرا مبداء تقويم مي كردم اگر بودي

 

اگر يك بار ديگر باز گردي من همان كاري

 

كه مي دانند و مي دانيم مي كردم اگر بودي

 

شباهت با خودت داري نه با اين ماه ِ هر جايي

 

خودم را با خودت تنظيم مي كردم اگر بودي

***

تو در قلبم بزرگي ....آن چنان كه روزها هر صبح

 

سلام اصلا....فقط تعظيم مي كردم اگر بودي

 

 

 

 

جناب آقای اصغری/مشهد

 

بازدید : 526 تاریخ : سه شنبه 08 اسفند 1391 زمان : 23:22 نویسنده : مهدیه زرعی نظرات ()

یاد بعضی نفرات

یاد بعضی نفرات
روشنَم می دارد :
اعتصام یوسف ،
حسن رشدیه...

قوّتم می بخشد
ره می اندازد
و اجاقِ کهنِ سردِ سَرایم
گرم می آید از گرمیِ عالی دَمِ شان.

نام بعضی نفرات
رزقِ روحم شده است.
وقت هر دلتنگی
سویشان دارم دست
جراتم می بخشد
روشنم می دارد...

بازدید : 570 تاریخ : چهارشنبه 08 آذر 1391 زمان : 0:24 نویسنده : مهدیه زرعی نظرات ()

گمنام از سیدحسن مبارز*

بگذار در اين همهمه آرام بمانم

با گوشۀ چشم تو در اين دام بمانم

 
ذرات غباري شده ام تا بتوانم

در ردّ به جا ماندۀ هر گام بمانم

 
هر چند که در رفتن از اين خانه مصرّم

تقدير من اين است سرانجام بمانم

 
اي کاش که خورشيد نتابد، دو  سه روزي

در سايۀ بي حوصلگي خام بمانم


هر چند نهان ماندن اندوه محال است

کاري بکن اي عشق که گمنام بمانم ...

بازدید : 557 تاریخ : یکشنبه 19 شهريور 1391 زمان : 16:42 نویسنده : مهدیه زرعی نظرات ()

شعری زیبا از مرحوم قیصر امین پور

 

خســــــته ام از آرزوها ، آرزوهاي شعاری
شـــــوق پرواز مجازی ، بالــــهاي استعاری
لحظه هاي کاغذی را، روز و شب تکرار کردن
خــــاطرات بايگــــانی،زندگي هــــــای اداری
آفتاب زرد و غمگين ، پله های رو به پايين
سقفهای سرد و سنگين ، آسمانهـــــاي اجاری
با نگاهی سر شکسته ،چشمهـــايی پينه بسته
خسته از درهای بسته،خسته از چشم انتظاری
صندلی هـــای خميده،ميزهــــای صف کشيده
خنده های لب پريده ، گريه هــــای اختياری
عصر جدول های خالی، پارک های اين حوالی
پرسه های بی خيالی، نيمکت های خماری
رو نوشت روزها را،روی هم سنجاق کردم:
شنبه های بی پناهی ، جمعه های بي قراری
عـــــاقبت پرونده ام را،بـــا غبار آرزوهــــا
خاک خواهد بست روزی ، باد خواهد برد باری
روی ميز خالی من، صفحه ی باز حوادث
در ستون تسليتهــــــا ، نامي از ما يادگاری

 

شاعر: مرحوم قیصر امین پور

بازدید : 1748 تاریخ : پنجشنبه 02 شهريور 1391 زمان : 2:10 نویسنده : مهدیه زرعی نظرات ()

جز دعا کار دگر نیست مرا

جز دعا کار دگر نیست مرا
شب روزت همه شاد
دلت از غم آزاد
همه ایام به کام
و تو پیوسته سرافراز و ز هر غصه برون
همچو گنجشک به هر بام ودرخت
بنشینی خندان
وسبکبال تر از برگ درخت
در هوا رقص کنان
مشق پرواز کنی سوی سپیدار بلند
و ز تو نغمه مستی آید ...
لحظه هایت چون قند
روزگارت لبخند
هفته هایت پر مهر
هر کجایی که قدم بگذاری
همه از کینه تهی
همه از قهر و عداوت خالی
همه جا ، نام تو از مهر ، به لب ها جاری ...
و تو با یاد خداوند بزرگ
به سلامت ببری راه به پیش...

 

 

مصطفی معارف 2/4/90 تهران



بازدید : 1654 تاریخ : شنبه 24 تير 1391 زمان : 14:5 نویسنده : مهدیه زرعی نظرات ()

دلتنگی...(وحیده افضلی)


هر بامداد جمعه از این جمعه های نور


یعنی درست ساعت مستی...زمان شور

 
در من کسی شبیه خودم زار می زند


یعنی بساط ندبه ی من... گشت جفت و جور


شعر است آنچه می چکد از چشمهای من


اشک است آنچه میکند از دفترم عبور...

شاعر:وحیده افضلی

ادامه مطلب
بازدید : 1576 تاریخ : جمعه 19 خرداد 1391 زمان : 19:19 نویسنده : مهدیه زرعی نظرات ()
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

آمار سایت
  • کل مطالب : 111
  • کل نظرات : 272
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 74
  • آی پی امروز : 2
  • آی پی دیروز : 10
  • بازدید امروز : 73
  • باردید دیروز : 121
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 324
  • بازدید ماه : 902
  • بازدید سال : 4,109
  • بازدید کلی : 529,193
  • مطالب
    کدهای اختصاصی