close
تبلیغات در اینترنت
خاطرات شهدا
loading...
سرویس سایت سایت رزبلاگ بزرگترین سرویس ارائه خدمات سایت نویسی حرفه ای در ایران

ܓ گزیده ای از برترین هاܓ

یک قناسه‌چی ایرانی که به زبان عربی مسلط بود با سلاح دوربین‌دار مخصوصش اشک عراقی‌ها را در‌آورده بود. بار اول بلند شد و به عربی فریاد…

برای حمایت ازما لطفا در انجمن سایت عضو شوید

  از این پس دستیابی به صفحات سایت از طریق آدرس جدید

www.gozide.ir


***************************


داستانک طنز(10)- خاطرات شهدا

 

یک قناسه‌چی ایرانی که به زبان عربی مسلط بود با سلاح دوربین‌دار مخصوصش اشک عراقی‌ها را در‌آورده بود.

بار اول بلند شد و به عربی فریاد زد: (ماجد کیه؟) یکی از عراقی‌ها سرش رو بالا آورد و گفت: (من) /ترق/ ماجد قبض جناب عزرائیل را امضا کرد.

دفعه بعد قناسه‌چی فریاد زد : (یاسرکجایی؟) یاسر هم به دست‌بوسی جناب مالک شتافت.چند بار این کار را کرد تا به رگ غیرت یکی از عراقی‌ها به اسم جاسم برخورد. فکری کرد و با خوشحالی بشکنی زد و پرید رو خاکریز : (حسین کیه؟) و نشانه رفت؛ اما خبری نشد.

با دلخوری از خاکریز اومد پایین. یکهو صدایی از سوی قناسه‌چی ایرانی بلند شد : (کی باحسین کار داشت؟) جاسم باخوشحالی رفت بالای خاکریز و گفت : (من!) /ترق/ و جاسم هم با یک خال هندی بین دو ابرو خود را در آن دنیا دید.


بازدید : 819 تاریخ : دوشنبه 18 شهريور 1392 زمان : 18:3 نویسنده : مهدیه زرعی نظرات ()
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

آمار سایت
  • کل مطالب : 111
  • کل نظرات : 272
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 74
  • آی پی امروز : 16
  • آی پی دیروز : 19
  • بازدید امروز : 106
  • باردید دیروز : 44
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 106
  • بازدید ماه : 1,036
  • بازدید سال : 1,482
  • بازدید کلی : 526,566
  • مطالب
    کدهای اختصاصی